آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای است که قربانیات کنند
این دفعه یکی دیگه از شعرهای فاضل نظری رو با عنوان بهانه به شما تفدیم می کنم :
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای است که قربانیات کنند
کرکگور رو که یادت هست ؟ (بر وزن نرگس جون رو که یادت هست توی سریال رستگاران !!! )
کر کگور متفکر و عارف دانمارکی میگه که آدم ها توی سه مرحله زندگی می کنند یا در واقع مراحل سه گانه حیات آدمی به صورت زیر هست :
مرحله اول : مرحله زیبایی شناختی
مرحله دوم : مرحله اخلاقی
مرحله سوم : مرحله دینی
ویژگی های مرحله اول :
انسان به بیرون خود توجه دارد . از محیط بیرون همه چیز را می خواهد و از هر کدوم هم بیشترین اون رو می خواد . مثلا شهرت و محبوبیت و ... . هم مشهوریت می خواهد هم می خواهد از همه جهت این مشهوریت رو می خواهد .
هیچ جایی رو انسان به عنوان مقر خود قرار نمی دهد .
ویژگی های مرحله دوم :
در این مرحله توجه از محیط بیرون فقط به درون محدود می شود . تمام تلاش صرف رسیدن به یکسری سلسله اصول می شود .
ویژگی های مرحله سوم :
انسان دوباره به بیرون بر می گردد ولی به جای توجه همه چیز فقط یک شی را انتخاب می کند .
عشق دقیقا ویژگی مرحله سوم هست . این عشق حتما عشقی که الان اومد توی ذهن شما نیست شدت علاقه فوق العاده نسبت به موضوع یا شی خاص هست .
حالا توی پست های بعدی به همه این مطالب می رسیم .
اما یه نکته می مونه اونم این که به عقیده کانت رسیدن به مقدمه مرحله سوم مرحله دوم است یعنی اینکه مقدمه ورود به دین اخلاق است و این اشتباه است که انسان برای خلاقی شدن ابتدا متدین بشه . بلکه ابتدا باید اخلاقی بشه بعد متدین بشه و
فاجعه زمانی رخ می ده که ما بخواهیم از دین وارد اخلاق بشیم