دل‌گـــیــر دل‌گـــیــرم از او .....

 

 

 دل‌گـــیــر دل‌گـــیــرم از او، از او و آیـــنــــه‌هـــایــــش  
آن خـودپـسنـدی کـه دل را، خـون می‌کـنـد ادعـایـش
او سـر بـه بـالا و مـغــرور، غافـل از ایـن ‌کـه همیـشه
مـردی عـلی رغـم مـردی، افتـاده بـر دسـت و پـایش
از خیـر عشقش گـذشتم، مانـدن بـرایم عـذاب است
وقـتـی کــه فـرقـی نــدارد، بـــود و نـبــودم بـرایـــش
احسـاس تـلـخی نـدارم، هـر چـنـد وقـت وداع اسـت
شاید که شیرین شود عشق، در آخرین لحظه‌هایش

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد