به چه قیمتی گذشتی؟ از شبای خیس مهتاب
چی گذاشتیم از من و تو؟ به جز آرزوی بر آب
به چه قیمتی غرور و ، سر راهمون کشیدی؟؟؟
چرا لحظه های باهم ، بودنامون و ندیدی؟؟؟
خوب من ، ما هر دو باختیم توی این بازیه بی خود
هر دو تامون کم گذاشتیم که ترانهامونم مرد
چیزی از لحظه نمونده من و تو، لحظه رو کشتیم
حکم اعدام دلامون ، با غرورمون نوشتیم
اگه دوسم نداری به روم نیار
یه چیزی از غرورم واسم بزار
نزار تو فکر تنهایی گم بشم
نزار حرف و حدیث مردم بشم
دلم و اینقده نشکن ، آخه این دل عاشقت بود
ول نکن این قلب خون و ، آخه روزی لایقت بود
دلم و اینقدر نسوزون ، مگه چی مونده از این دل
رفتی و با بی وفایت ، زدی محر نحث باطل
تو که دوست نداشتی باشی ، چرا آتیشم کشیدی؟؟؟
اون که تو خودخواهیات مرد ، دل من بود تو ندیدی
از تو خونه ی وجودم ، به چه آسونی پریدی
ریختن بارون این مرد و ندیدی نشنیدی