به چه قیمتی .....

 

 

  

 

 

به چه قیمتی گذشتی؟ از شبای خیس مهتاب

چی گذاشتیم از من و تو؟ به جز آرزوی بر آب

به چه قیمتی غرور و ، سر راهمون کشیدی؟؟؟

چرا لحظه های باهم ، بودنامون و ندیدی؟؟؟

خوب من ، ما هر دو باختیم توی این بازیه بی خود

هر دو تامون کم گذاشتیم که ترانهامونم مرد

چیزی از لحظه نمونده من و تو، لحظه رو کشتیم

حکم اعدام دلامون ، با غرورمون نوشتیم

اگه دوسم نداری به روم نیار

یه چیزی از غرورم واسم بزار

نزار تو فکر تنهایی گم بشم

نزار حرف و حدیث مردم بشم

دلم و اینقده نشکن ، آخه این دل عاشقت بود

ول نکن این قلب خون و ، آخه روزی لایقت بود

دلم و اینقدر نسوزون ، مگه چی مونده از این دل

رفتی و با بی وفایت ، زدی محر نحث باطل

تو که دوست نداشتی باشی ، چرا آتیشم کشیدی؟؟؟

اون که تو خودخواهیات مرد ، دل من بود تو ندیدی

از تو خونه ی وجودم ، به چه آسونی پریدی

ریختن بارون این مرد و ندیدی  نشنیدی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد