دلنامه

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب  

در دلم هستی وبین من و تو فاصله هاست   

 

 

بازم با یکی از اشعار فاضل نظری شروع می کنم :    

  

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست  

 

 

ما آدم ها ۵ تا  ( خود ) داریم :  

- آن خودی که واقعا هستیم . 

- آن خودی که خودمان فکر می کنیم آن طور هستیم  . 

- آن خودی که دیگران فکر می کنند من آنگونه هستم . 

- آن خودی که من می پندارم که دیگران فکر می کنند من آن گونه هستم . 

- پنجمیش سخته بی خیال شید لطفا  

حالا این جا بحثی وجود داره که چه ارتباظی ببین این خودها وجود داره ؟؟ 

این بخش بگذاریم برای قسمت نظرات ببینیم نظر شما چیه؟؟؟ 

ولی میگن که ارتباطهای خوبی بین من اول و من دوم وجود داره.  

 موقعیت های مرزی موقعیت هایی هستند که من اول را به ما نشان می دهند  .  

اگر این موقعیت ها برای ما پیش نیاد ممکنه تا آخر عمر در توهم زندگی کنیم  .  

امام علی (َع) فرموده اند : وقتی زندگی فراز و نشیب پیدا می کند انسان ها خود را می شناسند .


 

اینم یه تکه فوق العاده از مرحوم حسین پناهی :  

سیاه سیاهم 

 با زرد هماهنگم کن استاد 

گاه حجم یک کلاغ 

 کنتراست یک تابلو را حفظ می کند .  

اگر اینو ده بار خوندید و هر دفعه یک چیز جدیدی نفهمدید اونوقت هر چیزی خواستید توی نظرات به من بگید .

بهانه از فاضل نظری

 

 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
 

گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند

 

 

 

این دفعه یکی دیگه از شعرهای فاضل نظری رو با عنوان بهانه به شما تفدیم می کنم :   

 

 

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند


آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند  

  

کرکگور رو که یادت هست ؟ (بر وزن نرگس جون رو که یادت هست توی سریال رستگاران !!! )

کر کگور متفکر و عارف دانمارکی  میگه که آدم ها توی سه مرحله زندگی می کنند یا در واقع مراحل سه گانه حیات آدمی به صورت زیر هست :  

مرحله اول : مرحله  زیبایی شناختی  

مرحله دوم : مرحله اخلاقی

مرحله سوم : مرحله دینی  

 

ویژگی های مرحله اول : 

انسان به بیرون خود توجه دارد .  از محیط بیرون همه چیز را می خواهد و از هر کدوم هم بیشترین اون رو می خواد . مثلا شهرت و محبوبیت و ... . هم مشهوریت می خواهد هم می خواهد از همه جهت این مشهوریت رو می خواهد .  

هیچ جایی رو انسان به عنوان مقر خود قرار نمی دهد .  

 

ویژگی های مرحله دوم :  

در این مرحله توجه از محیط بیرون فقط به درون محدود می شود . تمام تلاش صرف رسیدن به یکسری سلسله اصول می شود .  

 

ویژگی های مرحله سوم : 

انسان دوباره به بیرون بر می گردد ولی به جای توجه همه چیز فقط یک شی را انتخاب می کند .  

عشق دقیقا ویژگی مرحله سوم هست . این عشق حتما عشقی که الان اومد توی ذهن شما نیست شدت علاقه فوق العاده نسبت به موضوع یا شی  خاص هست . 

 

حالا توی پست های بعدی به همه این مطالب می رسیم .  

اما یه نکته می مونه اونم این که  به عقیده کانت رسیدن به مقدمه مرحله سوم مرحله دوم است  یعنی اینکه مقدمه ورود به دین اخلاق است و این اشتباه است که انسان برای خلاقی شدن ابتدا متدین بشه . بلکه ابتدا باید اخلاقی بشه بعد متدین بشه  و  

فاجعه زمانی رخ می ده که ما بخواهیم از دین وارد اخلاق بشیم

  

 

اشعار فاضل نظری

خوب از این به بعد زیر هر مطلب که می نویسم یه شعر هم از فاضل نظری میگم که شعراش واقعا ارزش خوندن رو داره ! من که خیلی خیلی دوستشون دارم !!!  

  

 

اما یه نکته می مونه که خوب من کی هستم :  

شاید دونستن این مطلب توی نوشته های بعدی تاثیر بزاره : 

اگه برگردین به ۳ تا پست قبلی و عکس رو خوب نگاه کنید متوجه می شید من کی هستم (جهت اطلاع پشت پیرهن اون پسربچه رو خوب نگاه کنید !!  )  

یه سری به من می گن :  !۷ (بخونید 7Factorial)  

خوب یه عده هم می گن : Ebook  

یه عده هم که قبلا توی دوران دبیرستان و پیش با هم بودیم به من می گن دکتر !!!!  

 

اما اون !7 جریان داره !! اگر 7*6*5*4*3*2*1 رو محاسبه کنید میشه 5040 

که اونم شماره شناسنامه منه  

 کارم بیشتر برنامه نویسی موبایل و کامپیوتر و طراحی ضفحات وب و ..... است . 

به شعر و ادبیات و فلسفه و دین و  ...... خیلی علاقه دارم . 

الانم دانشجویم  

اینم یه معرفی مختصر از خودم بود .  

 

 اما شعرهای فاضل رو با شعری با عنوان تفاوت شروع می کنم : 

 

پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند
آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند 


شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند 


برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را
دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند 


من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان
با این حساب اهل جهنم فرق دارند
 


بر من به چشم کشتة عشقت نظر کن
پروانه‌های مرده با هم فرق دارند